Wednesday, 19 January 2022

شعر

همراه با آوای صلح و رضایت

همراه با آوای صلح و رضایت

امشب، صدای شادی در هوا پیچیده است  آسمان مملو از برق سال نو است ابرها زیر لحاف ستاره های بیدار
صلح اعتراف آشکار با حقیقت است:

صلح اعتراف آشکار با حقیقت است:

صلح کلام مسافری است در درون خویش به مسافری که به سمت دیگر می‌رود … صلح دو کبوتر ناآشناست که
اکثريت خاموش

اکثريت خاموش

ما فقرا کارگران اکثريت خاموش همیشه در جنگ بوده ایم جنگ برای نان چیزی برای باختن نداشته ایم این جنگ
جنگ و زن

جنگ و زن

جنگ و زن وقتی زنی در کنج خانه می‌گرید؛ ابتدا گلدان‌ها یکی یکی پژمرده‌ می‌شود آفت به باغچه سرایت می‌کند
عاشق میهن نبودیم و چنین آواره ایم

عاشق میهن نبودیم و چنین آواره ایم

دستِ ما هرگز نبود این‌جا نشستن‌های ما می‌رویم و دست ما هم نیست رفتن‌های ما خون بگیرید چشم و تن
ماییم لاله‌های زردی در این بوستان صلح

ماییم لاله‌های زردی در این بوستان صلح

صلح ماییم لاله‌های زردی در این بوستان صلح بارانی هم نباریده بر ما از آسمان صلح آواره و مهاجر و
پای از خانه بیرون می گذارم ، روی ماین ها

پای از خانه بیرون می گذارم ، روی ماین ها

غصه نخور گلم وحشت نان شب من است غم چای صبحم دل‌هره نان چاشتم پای از خانه بیرون می‌گذارم و
تا به کی بر دل مان سوزن و نشتر بزنیم؟

تا به کی بر دل مان سوزن و نشتر بزنیم؟

تیغ* بردار، بیا حادثه را سر بزنیم با تفنگ آمده، ما هم گپِ خنجر بزنیم این چه رسم است که
ای کودک افغانستان

ای کودک افغانستان

ای کودک که چنان ژرف در بازوان آفت زده ی روزگار خوابیده ای وجود تو فقط در امروز خلاصه می‌شود
کتاب رنگی

کتاب رنگی

نویسنده: فرزانه سکندری روبروی پنجره باز اتاق روی میز چهارکنج قهوه یی رنگ، نشسته بود و به گل های رنگارنگی