Monday, 26 September 2022
FQvZR_dXMAAxhqj
April 21, 2022

 حسین جعفری

افغانستان همواره صحنه تحولات ساختاری و چرخش قدرت در سیاست به صورت نامتعارف بوده است. این تحولات باعث روی کار آمدن حکومت های جدید شده است که هر یک به نوبه خود مدعی اصلاحات و بهبود شرایط بوده اند. کمتر یا بهتر است بگوییم هیچ حکومتی در افغانستان روی کار نیامده تا درد عمیق مردم را درک و آن را درمان کند. نه نظام پادشاهی و نه جمهوری و حال هم نظام طالبانی در تامین امنیت و صلح موفق نبوده اند.

حملات اخیر در دشت برچی ، غرب کابل نشان می دهد که ریشه های خشونت در افغانستان عمیق است. به صورت خاص حمله بر مراکز آموزشی و مکاتب، مساجد و شفاخانه در غرب کابل بیانگر تحرک سیستمی دشمن علیه یک بخش خاص در پایتخت کشور است. به عبارت ساده تر، یک نه بلکه چند دشمن در کمین بخش عمدتا اهل تشیع و با قومیت هزاره نشسته اند. هدف قرار دادن یک گروه خاص با انگیزه های قومیتی و مذهبی، مصداق روشن از جنایت سازمان یافته است که باید به عنوان یک مساله حقوق بشری مورد بررسی و عوامل آن مورد بازخواست قرار بگیرند.

متاسفانه با هجوم طالبان به قدرت در ماه آگست سال گذشته و برچیده شدن بساط بسیاری از سازمان ها و موسسات حقوق بشری، دورنمای امیدوار کننده ای برای اقلیت هزاره در افغانستان نمی توان متصور بود. سازمان ملل باید به صورت فوری برای به جلوگیری از خشونت های احتمالی بعدی نسبت به قوم هزاره گام های عملی بردارد و طالبان را مکلف و ملزم کند که نسبت به تامین امنیت برای تمام مردم افغانستان به صورت برابر اقدام کند.

 حمله بر لیسه عبدالرحیم شهید و مرکز آموزشی ممتاز نشان می دهد که پیوند افراطیت دینی و ضدیت قومی درافغانستان در حال محکم تر شدن است. دشت برچی به دلیل دارا بودن مردمانی با قومیت هزاره و عمدتا اهل تشیع، در سال های اخیر به صورت مداوم شاهد فجایع خون باری بوده است که از سوی گروه های افراطی اسلامی سازمان دهی شده اند.

بخش عمده ای از حملات انتحاری و انفجارها در غرب کابل و در زمان حکومت پیشین، به طالبان نسبت داده می شد اما با گذشت چندین ماه از تسخیر قدرت در افغانستان توسط این گروه، باز هم این فعالیت های ضد صلح و آرامش در حال شدت گرفتن اند اما این بار به نام گروه داعش. آنچه از گذشته واقعیت داشته و هنوز هم دارد این است که هزاره ها به عنوان یک قوم تاثیر گذار در صحنه سیاسی کشور با دو دشمن روبرو هستند که به صورت ایدئولوژیک مخالف بنیادین این قوم هستند، طالب و داعش.

افزایش خشونت ها باعث ایجاد یک بن بست در سرنوشت مبهم سیاسی افغانستان خواهد شد. هزاره ها که در مناطق مختلف مورد حمله قرار می گیرند به شدت مخالف حکومت کنونی می شوند که این خود یک گسست عمیق را منجر می شود که می تواند به شروع یک جنگ قومی-مذهبی در کشور بینجامد.

عملکرد طالبان طی هشت ماه گذشته بسیار پرانتقاد بوده است. مخصوصا عملکرد آنها در مورد مسدود کردن مکاتب دخترانه,عدم احترام به حقوق اولیه شهروندی و محدود کردن رسانه ها و آزادی های شهروندی و نا امنی روز افزون درافغانستان. همه اینها در مجموع وضعیت این روزها را بسیار دشوار ساخته و زمینه ساز هجرت اجباری بسیاری از مردم به کشورهای دیگر شده است