Thursday, 24 June 2021
mehryar
حمل 3, 1400

شکیبا مهریار

قبل از اینکه به موضوع اصلی مقاله بپردازم بهتر است که بخاطر روشن شدن موضوع توضیح کوتا به تعریف صلح و  اجتماع داشته باشم.

صلح:

صلح در لغت به معنای آشتی، سازش وپایان دادن به جنگ و نزاع در بین دو شخصیت حقیقی و حکمی می باشد. از اینکه محور اصلی جامعه ما بر مبنای دین مبین اسلام است لازم است تا اساس فقهی و عقیدی آن را نیز بیان نمایم؛ صلح در اصطلاح فقهی، عقدی است که برای اصلاح میان دو کس که در معامله و یا وقعه ‌ای اختلاف دارند منعقد می شود که منظور قانون نیز همین است.  

اجتماع:

پیش از اینکه به تعریف اجتماع بنگارم خارج از مفاد نیست که اندک روشنایی در مورد فرق بین اجتماع و جامعه را به تحریر بیاورم.جامعه نسبت به اجتماع بزرگتر است. در یک جامعه می تواند چندین اجتماع وجود داشته باشد. جامعه نیازمند یک محدوده جغرافیه نیست در حالیکه اجتماعی یک محدوده مشخص به اجتماعی ضروری است. در نگاه دیگر جامعه نسبت به اجتماعی بیشتر حالت انتزاعی دارد در حالیکه اجتماع عینی تر است، موارد دیگر به مانند اینکه در اجتماع گروهی از افراد در حوزه مشخص زندگی می کنند و دارای احساس به یکدیگر خود اند، در اجتماع فرهنگ مردم یکسان است در حالیکه در جامعه مشترکات فرهنگی کمتر است و سایر شاخصه های دیگر؛ به چنین تفاوت ها؛ برای  آغاز فرایند صلح سازی در بین جامعه، نخست توجه به شاخصه های گردد که عوامل مؤثر بر فرایند صلح داشته باشد. از اینکه صلح از فرد و خانواده و اجتماع آغاز شده، توسط نهاد های مختلف اجتماعی به مانند جامعه مدنی، رسانه ها، شورا های مردمی، نخبگان اجتماعی ، علمی و سایر جماعت مردم دیگر به جامعه گسترش می باید و نظر به تفاوت های بین جامعه و اجتماع، شاخص ” صلح اجتماعی” که پایه های ابتدایی و اصلی صلح شمرده می شود ممثرتر از سایر شاخصه های دیگر است. بنآ، ایجاد، گسترش مباحث صلح اجتماعی برای داشتن یک صلح پایدار از محرک های اصلی فرایند صلح سازی محسوب می شود. با توجه به مثمریت شاخصه های اجتماعی در روند صلح  سازی (صلح اجتماعی) می تواند که نقش بارزی به آوردن صلح در یک جامعه دارای اقوام مختلف ایفا نماید. یکی از عوامل که افغانستان با سپری نمودن چند دهه جنگ نتوانسته دارای یک صلح با ثبات گردد نبود صلح اجتماعی است. تلاش های فراوان در چند دهه جهت آوردن صلح در افغانستان صورت گرفته اما تاکنون نتیجه مطلوب نداشته است .

افغانستان کشور است که اقوام مختلف در آن زیست دارند، تنش های قومی ، زبانی ، مذهبی ، حزبی از سال متمادی در بین مردم و اقشار مختلف وجود داشته این عمل نه تنها که صلح را در پی نداشته بلکه دال بر گرفتن آرامش روحی و جسمی، گسترش فقر اقتصادی و بی سوادی، مهاجرت، برادر کشی، نزاع های قومی، واگرایی بین اقوام  و در کل نا امنی سرتاسری در افغانستان  بوده است که صلح را به خواب و خیال و یک آرزو مبدل ساخته است.

در هر اجتماع و جامعه روند صلح سازی به اقدامات بنیادی نیازمند است چون صلح یک فرایند است نه یک برنامه؛ بناء فرایند صلح سازی در بین اجتماع و جامعه نیاز مبرم به تکمیل چرخش مکمل خود دارد تا زمانیکه فرایند صلح دربطن جامعه و اجتماع  سیکل خود را تکمیل ننماید جامعه و اجتماع دارای صلح واقعی نخواهد شد. هر فرایند دارای یک نکته مبداء و یا آغازین است. فرایند صلح سازی نیز نیازمند نکته آغازین و محرک اصلی در روند صلح سازی در وجود انسان است. پس، نکته آغاز انسان واجتماع انسانی است. بنابرین در روند و فرایند صلح سازی ضروراست که انسان  با خود و در بین اجتماع خود صلح نماید. در افغانستان اتحاد اقوام مختلف افغانستان میتواند این تهداب را محکم تر بسازد . فلهذا نیاز به یک صلح اجتماعی است. صلح اجتماعی به معنی ایجاد اتاق فکری با جمع از اقشار مختلف جامعه،  رعایت حقوق بشری ، احترام بر کرامت انسانی ، ایجاد جهت های مختلف برای تامین امنیت اجتماعی ، کاری  و محیطی زیستی.همدیگر پذیری ، جلوگیری از خشونت های روحی و جسمی ، آزاد زیستن احترام گذاشتن به اقشار مختلف جامعه است.

رسیدن به صلح اجتماعی نه تنها دشوار نیست بلکه امکان پذیر و راه رسیدن به صلح دایمی را در افغانستان باز خواهد کرد.

سوال اینجاست برای داشتن صلح اجتماعی تلاش های صورت گرفته است یا خیر ؟

 در افغانستان نه تنها تلاش برای ایجاد صلح بین اقشار مختلف جامعه صورت نگرفته است بلکه  برای افزایش ایجاد تنش های قومی و ترویج فرهنگ جنگ به شکل دوام دار وجود داشته. ایجاد فرهنگ جنگ و خشونت جغرافیایی به اساس منافع تعداد محدود از افراد منفعت طلب قومی شده است. اگربا داشتن اجتماعی واگرا، جدای اقوام از یک دیگر، ارجعیت دادن به منافع قومی ، سمتی، مذهبی در کل فراموشی منافع ملی، دنباله روی برای کسب منافع مؤقتی و فراموشی از منافع دایمی صلح به وجود بیاید  پایدار نخواهد بود.

نخست خارج از سود نخواهد بود که دست آندرکاران صلح توجه به شاخصه های اساسی فرایند صلح سازی نمایند که یکی از عوامل مهم و مؤثر آن از دید من “صلح اجتماعی” است.  با داشتن صلح اجتماعی اصلاحات در سایه همدلی، همپذیری، همبستگی و مشارکت مردم را در روند های ملی مساعد می گردد و زمینه های بهتر برای گفتگوی صلح فراهم می گردد.