Thursday, 24 June 2021
u7n65zuewvqagnb8_1615881174
حمل 23, 1400

فریداحمد امیری

صلح وآینده افغانستان از دغدغه های روزمره جامعه تا محور سیاست های چند جانبه و مجهول دولت­های منطقه و فرامنطقه است. برای افغانستان فرایند صلح و آرامش رویای دیرینه و قابل استقبال، برای امریکا چاره­ برای کاهش هزینه جنگ و بهانه­ای خروج، به کشور پاکستان ابزار منفعت­آور و طرح ستراتیژیک برای قدرت­گیری نیرو های نیابتی اش در افغانستان، و نیز برای کشور های روسیه، ایران و چین،  افغانستان خلوت­گاۀ زورآزمایی برای به زانو زدن امریکا و استفاده ابزاری از گروه های رادیکال و تندرو جهت افزایش تکلیف روحی و اذیت ذهنی به امریکا و ناتو با وارد ساختن ضربه محکم بر پیکرۀ اقتصادی و سیاسی این کشور ها بوده است.

به هر صورت، به پندارِ جاپانی­ها؛”حمایت مالی و فرصت های مساعد شده از سوی امریکا در سال ۱۹۴۷ به مانند آبِ مروارید برای مردم جاپان ارزشمندی داشته و از آن فرصت­ها، به نفع ملت و پیشرفت کشور شان استفاده صورت گرفت”

بناَ هر فرصتی پیش­ آمده برای مردم افغانستان حیاتی و باید از آن به سود ملت بهره جسته شود. در شانزده ماه پسین با پدید آمدن رهبران طالبان از ناپیدا آباد ها در قطر، و آماده­گی این گروه برای دو نوبت گفتگو ( گفتگو با امریکایی ها و بعدا نشست بین الافغانی) سرآغاز فصل نزدیکی به امید و تحقق رویای دیرینه مردم بوده است.  درین گفتگو­ها که نخست میان امریکا و طالبان آشتی­نامه به امضا رسید، سودی دو جانب برجسته بوده و طالبان با رهایی پنج هزار زندانی و امریکا با دریافت سند خروج و تهدید نشدن از سوی طالبان، توانسته امتیاز بهتر از مردم افغانستان را دریافت نمایند. اما برایند گفتگو های امریکا- طالبان،  با افزایش خشونت­ها بیشترین ضرر و قربانی را مردم افغانستان متقبل شده و حتی نظام نوپای سیاسی نیز در لبۀ پرت و افتیدن قرار گرفته است.

پس از توافق میان امریکا و طالبان، تکلیف مردم با طالبان و مذاکرات صلح سرد تر شده و جناح طالبان علاقه چندانی برای گفتگوی میان افغانان نشان نداده اند. این گروه نظامی از برنامه­گی و فقدان مغز سیاسی رنج برده و باور به اصل نظام­مندی و مردم سالاری ندارند. گروهی که تاکنون سیاست سقوط و جنگ را به سیاست گفتگو و صلح ارجعیت داده و در پی ساقط کردن نظام سیاسی پس از خروج امریکا از کشور، غرق در نیرنگ و فریب اند.

حالا پس از یک­سال فرصت سوزی، سناریوی گفتگو­های صلح تغییر کرده، لابی­گران دو سو با پشتارۀ سفرِ از قطر بسوی ترکیه روان است. محور اساسی گفتگوهای صلح در ترکیه، آینده نظام سیاسی در کشور و شکل­گیری حکومت عبوری و مشارکتی گفته شده است. نگرانی های که پسا توافق ترکیه متصور است نیز قابل تعمق و بازنگری جناح های سیاسی قرار دارد.

پرسش اساسی این­جاست که آیا پس از توافق میان دو جناح در ترکیه، صلح به افغانستان میاید و یا طالبان؟

دولت افغانستان و جامعه جهانی همواره از فعالیت گروه های تروریستی خارجی در افغانستان و نیز تبانی این گروه ها با طالبان گزارش ارایه کرده است. مسوولان حکومتی نیز حضور بیست گروه تروریستی خارجی بر علاوه طالبان را در خطوط نبرد­ها ابراز نگرانی داشته و نیز تهدید داعش و بازتولد القاعده در کشور از مباحث نگران کننده چند سال اخیر در افغانستان است. به این اساس  تداوم جنگ­ با یک وقفه کوتاه و آتش بس موقتی از سوی طالبان، بعید نیست. پرسش های دیگر اینکه؛ آیا رهبری فعلی طالبان اختیاردارِ مطلق به همه نیرو های جنگی غیر مسوول در کشور بوده می­تواند؟ هم­چنان زمانیکه به ریشه های عقیدتی و مذهبی طالبان بنگریم، بیشتر افراد جنگی طالبان با اعتقاد به جهاد، تقابل با اشغال و در خطر بودن اسلام، سلاح برداشته و تا مرز خودکُشی و دیگران کُشی فعالیت می­نمایند. این تعداد طالبان راه رفتن به جنت را گذار از خون مردم با انجام حملات انتحاری توجیه می­نمایند. شکی نیست که اندیشه های افراطی، بصورت فوری و سهل وارد صفِ داعش و سایر مخالفین شده می­تواند. هم­چنان به پندارِ بسیاری از کنش­گران سیاسی و امور طالبانی، گروه های خورد و بزرگ این جریان، با مخالفت به نظم اجتماعی و آرامش خوی کرده و  تهدید و خشونت را برای درآمد اقتصادی پیشه اختیار کرده است. تهدید بازرگانان، پیمان­کاران مخابراتی و برق،  شرکت های لوژستیکی و ساختمانی، ره­گیری و رهزنی، ماین گذاری با دریافت پول و نیز انجام ترور های هدف­مند به نرخ و امتیاز، در آینده نیز دست پر­خون این جریان را سرخ­تر نگه­ می­دارد. فرسایشی شدن رهبری میان طالبان، ادامه فعالیت مدارس تندروی در پاکستان، عدم تغییر بنیادی در سیاست منطقه­ای پاکستان، عشق مداوم مداخله در امور افغانستان، بیداری جریان های تندرو در منطقه و هم­دست شدن های احتمالی میان داعش و القاعده با سرباز های ریزرف طالبان در آینده، از موارد مهمی است که مردم را به پرسش های پیچیده صلح و جنگ سردرگم نموده است.