Wednesday, 19 January 2022
hasan zada
ثور 3, 1399

شیر حسن حسن ذاده

درباره ی پیدایش دولت به مثابه‌ی نیاز مبرم جامعه ی بشری دیدگاه و نظریات گوناگون وجود دارد ولی معتبر ترین آن نظریه ی قرارداد اجتماعی است که توسط دانشمندانی چون( توماس هابز) ، (جان لاک انگلیسی) و (ژان ژاک روسو) فرانسوی مطرح شده است. طبق نظریه ی این دانشمندان، انسانها ی اولی در وضعیت طبیعی زندگی داشته و مسئولیت های هر یک به منظور تأمین مایحتاج و امنیت جانی در  مقابل تهدیدات انفرادی و جمعی بدوش خود افراد بود و انسان ها در سایه ی قانون طبیعت زندگی داشته و هیچگونه مسئولیت جمعی متوجه آنها نبودند. اما به تدریج انسانها از زندگی فردی به زندگی اجتماعی رو آورده و نیاز به یک قوه ی حمایتی که امنیت جمعی را تأمین نموده، امورات جامعه را مدیریت نماید احساس نمودند. انسان های اولیه به منظور نایل شدن به چنین هدفی با اتخاذ یک تصمیم جمعی بخشی از حقوق و آزادی های خودرا به گروهی تحت نام دولت واگذار نمودند. این گروه که دولت نام گرفت در مقابل اختیارات و اقتداری که از جانب مردم به آنها واگذار گردید، مسئولیت تامین امنیت جامعه و مدیریت سایر امورات مربوط به زندگی جمعی را عهده دار گردید. از آن تاریخ به بعد دولت ها از دولت_شهرهای یونان گرفته تا امپراطوری های بزرگ،  حکومت های پادشاهی مطلقه ، نظام های جمهوری و سرانجام حکومت های دموکراتیک و مردم سالار روند تکاملی خود را پیموده است.

پس معلوم است که از ابتدای شکل گیری زندگی جمعی و اجتماعی دولت ها مبتنی بر نیازهای مردم و توسط مردم بنا نهاده شده و اقتدار در اختیار آنها نیز از ان مردم است.

در دنیای مدرن امروز سیاستی را که دولت ها تحت عنوان اهداف و منافع ملی در چوکات استراتژی های بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت در حوزه ی داخلی و حوزه ی خارجی دنبال میکنند به ابزار هایی نیاز دارند.  و یکی از این ابزارهای مهم و کم هزینه بخصوص در عرصه‌ی سیاست خارجی دیپلوماسی است. ( دیپلماسی عبارت است از تلاش برای رسیدن به اهداف و منافع ملی و حل و فصل کردن اختلافات بین المللی از طریق گفتگو مذاکره به روش مسالمت‌آميز) این روش و یا دیپلماسی از دیر زمان مورد استفاده ی کشور ها و حکومت ها بوده است. ولی فراموش نباید کرد که اگر چند دیپلماسی روش مسالمت‌آمیز حل قضایا است ولی هیچگاه این ابزار بدون پشتوانه ی قدرت ملی و داشتن پرستیژ و جایگاه مناسب در عرصه ی روابط بین الملل کارساز نخواهند بود. چیزی که هیچگاه توجه دست اندرکاران کنونی قدرت در افغانستان به آن معطوف نگردیده است.    وضعیت فعلی حاکم بر جامعه ی ما و قرار گرفتن افغانستان در متن بحران های سیاسی، اقتصادی، امنیتی در شرایط حاضر شاهد این مدعاست.

عدم توانایی لازم در مدیریت کشور در عرصه‌ های مختلف طی سالهای گذشته از طرف رهبران حکومت فرصت‌های مناسبی که در حضور اقتصادی و نظامی جامعه ی جهانی در کشور بوجود آمده بود را از دست داده ، همکاران بین المللی و کمک کنندگان افغانستان بخصوص ایالات متحده آمریکا و اتحادیه ی اروپا را نسبت به افغانستان بی اعتماد ساخته است.  نتیجه ی غیرمطلوب انتخابات ریاست جمهوری و اختلافات سیاسی موجود میان داکتر غنی و عبدالله که برآیند این انتخابات نامیمون است وضعیت را روز به روز وخیم تر ساخته همکاران بین المللی افغانستان را واداشته است تا حتی در فکر بدیل و یا الترناتیف نظام کنونی بیافتد. با تأمین بیش از حد روابط امریکا با طالبان و امتیاز دهی های یک جانبه به آنها افغانستان را در وضعیت ناگوار امنیتی و سیاسی قرار داده اند.

امروزه سه موضوع نهایت جدی بوده و تداوم آن سلامتی سیاسی و جغرافیایی افغانستان را جدا به خطر مواجه ساخته است که عبارتند از :

۱ –  تداوم اختلافات سیاسی که پیامد آن کم شدن و سرانجام قطع کمک های جامعه جهانی به افغانستان خواهد بود.

۲ –  در صورتیکه اختلافات سیاسی هرچه زودتر حل و فصل نشده و یک حکومت قابل قبول مردم افغانستان و مورد اعتماد جامعه جهانی شکل نگیرد مسئله ی صلح به تدریج با طالبان منتفی شده، شرایط برای انتقال قدرت به حکومتی که در محوریت آن طالبان قرار خواهند داشت دور از تصور نخواهند بود.

۳ –  تداوم اختلافات سیاسی کشور را در خلع مدیریتی قرار داده مبارزه با مشکل جهان شمول ویروس کرونا که روز به روز در حال افزایش است چالش بزرگ دیگری بوده و سرانجام از کنترول دولت خارج و به فاجعه ی هولناک انسانی مبدل خواهد شد.

۴ – پیامد این سه مشکل اول معضل بزرگ اجتماعی را در پی خواهد داشت زیرا در مبارزه با کرونا تا اکنون دولت فقط با ایجاد چند مرکز درمانی و قرنطینه کردن مردم به خانه های شان اکتفا نموده است.  در کشوری که بالای شصت درصد مردم آن زیر خط فقر زندگی دارند و بیشتر شهروندان آن متکی به درآمد روزانه است، قرنطینه ی دوامدار در خانه ها چه پیامد فاجعه بار انسانی را در قبال خواد داشت. این معضل بزرگ تر از سه چالش اولی بوده که به مثابه ی یک سونامی خاموش اکنون در بدنه ی جامعه آغاز شده و صدای آنرا کسی نمی شنود.

اگرچند آن اقدامات و تدابیری که از طرف کشورهای توسعه یافته ی جهان نسبت به رفع نیازمندی های شهروندان شان در شرایط قرنطینه عملی شده است، در افغانستان نظر به وضع حاکم فعلی هیچگاهی توقع نمیرود ولی توزیع دو یا سه کیلو گندم برای خانواده هایی که در پایین ترین سطحی از امکانات قرار دارند ان هم به شکل آزمایشی هیچگاه عادلانه و توجیه پذیر نبوده و غیر مسئولانه برخورد نمودن حاکمیت را نسبت به اقشار تهی دست جامعه و این معضل بزرگ اجتماعی نشان میدهند.

نکته‌ی بسیار مهم و قابل توجه دیگر این است که در صورت تداوم معضل ویروس کرونا در جهان تمام استراتژی ها و سیاست های بلند مدت کشورها دستخوش تحول شده و تغییرات عمده را وارد زندگی بشریت خواهند ساخت که یقینا افغانستان نیز به مثابه ی یک دولت ملت عضو جامعه ی بین الملل از ان بی نصیب نخواهد بود. برای اثبات این مسئله باید به یک تجربه ی تاریخی گذشته نگاه کنیم.

مرگ سیاه یا طاعون سیاه که بین سالهای ۱۳۴۷ الی ۱۳۵۱ میلادی اروپا را در نوردید و بین ۷۳ تا ۲۰۰میلیون انسان را در منطقه ی اورآسیا به کام مرگ فرستاد را می توان یکی از عوامل پایان قرون وسطی و سرآغاز فصل جدید در زندگی بشریت دانست. زیرا مثلث حاکم بر جامعه ی آن روز اروپا یعنی قدسیت کلیسا، قدرت سیاسی و نظامی امپراطور، نظام اقتصادی فیودالی هیچکدام نتوانست بشریت را از دام هولناک طاعون سیاه نجات دهد.

سرانجام تداوم و اختلافات سیاسی میان رهبران تیم های دولت ساز و ثبات و هم گرایی یکجا با شیوع روز افزون کرونا آینده ی نهایت تاریک را در برابر چشمان ملت افغانستان ترسیم نموده است.  مبرم ترین نیاز فعلی که بستگی به حیات سیاسی کشور دارد حل هرچه زودتر اختلافات سیاسی و شکل گیری یک حکومت نسبتا با ثبات است، تا در قدم نخست با روی دست گرفتن یک دیپلماسی فعال در پی اعتمادسازی و احیای مجدد مناسبات با جامعه ی بین المللی بخصوص ایالات متحده آمریکا از قطع کمک های مالی آنها به افغانستان که مبرم ترین نیاز فعلی   غرض تداوم حیات نظام سیاسی در افغانستان را شکل میدهد جلوگیری نمایند. زیرا در عدم کمک های مالی و سیاسی شرکای بین المللی مبارزه علیه ویروس کرونا، پیشبرد روند مذاکرات صلح با طالبان به نفع نظام جمهوریت، و عبور دادن جامعه از وضعیت ناپایدار و پرآشوب بین المللی که ناشی از ویروس کرونا دامن گیر بشریت شده است و افغانستان نیز جزو لاینفک آن میباشد، خیلی ها مشکل و دشوار خواهد بود.