Monday, 18 October 2021
photo_2021-02-14_10-25-59
دلو 26, 1399

هفته نامه روزنه صلح : رومانِ «عشق و انتحار» اثر نادرشاه نظری که با رویکرد صلح  وخشونت پرهیزی نوشته شده است از سوی هفته نامه روزنه صلح با همکاری انتشارات دانشگاه و وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان در تالار مطبوعات وزارت اطلاعات فرهنگ با حضور وزیر و معین نشراتی وزارت اطلاعت و فرهنگ ،نمایندگان پارلمان ، استادان دانشگاه ، نویسندگان ، فرهنگیان و دانشجویان ، رو نمایی شد.

رمانِ« عشق و انتحار » داستان انتحار گری است که عاشق دختری به نام ” تورپیکی” می شود و از پارچه پارچه شدن بدن خویش رهایی یافته و  به خشونت اندازی که در مغز اش زرق شده بود نه می گوید ، به زندگی صلح پروری و آرامش می پیوندد..

 این رمان با ادبیات صلح با قلم ” نادرشاه نظری ” مقیم اتریش نوشته شده است و در انتشارات دانشگاه در کابل در هشت فصل و ۳۴۴ صفحه به چاپ رسیده است.

محمدطاهر زهیر، سرپرست وزارت اطلاعات و فرهنگ، ضمن تبریکی کتاب عشق و انتحار به صاحب اثر گفت: وزارت اطلاعات و فرهنگ از کارهای فرهنگی حمایت می‌کند و ما صرف با فرهنگ می‌توانیم به صلح، ثبات و امنیت دست یابیم.

آقای زهیر به توسعه فرهنگی تأکید کرد و این رمان را در آغاز کار فرهنگی درحوزه ادبیات صلح و توسعه فرهنگی مهم دانیست.

عبدالمنان شیوای شرق ، معین نشراتی وزارت اطلاعات فرهنگ در سخنرانی اش گفت« رمانِ عشق وانتحار با رویکرد ریالیستیک وو اقعگرا برخواسته از رفتار و درون مایه ی جامعه افغانستان است».

اقای شرق ضمن تبریکی این رمان به نویسنده افزود: رمان عشق و انتحار ساختار شکنی کرده است ، در این رمان روان کاوی خوبی در ادبیات روان اجتماعی شده است.

آقای شرق در ادامه گفت:« تحولی که در دنیای مدرنیته اتفاق افتاده است، بخش عظیم آن مدیون داستان‌نویسی است. به گفتۀ وی، درون‌مایه عشق و انتحار زیباست. از گویش‌های شیرین هزارگی در این کتاب کار گرفته شده است. بازتاب زنان در این رمان بسیار زیباست. در داستان عشق و انتحار نگاه زن، نگاهی از چادری به جامعه است. محتوای داستان عشق و انتحار یک رویکرد رئالیستی و بازتاب جامعه افغانستان است»..

قنبر علی تابش، استاد دانشگاه گفت:« این رمان از نظر محتوایی، به‌صورت کلی در قالب ادبیات صلح تولید شده است. ادبیات صلح که امروز جایش واقعاً خالی است و در جامعه ما باید رویش کار شود. این رمان ادبیات ضد جنگ است و من بسیار خوشحال هستم که این رمان، گام‌های اولیه و جدی‌ای را در عرصه‌ی تولیدِ رمان صلح و جنگ در افغانستان پا به میدان می‌گذارد».

آقای تابش افزود ، ما در قسمت صلح و جنگ و عشق و محبت؛ که چه جایگاهی در رابطه‌ میان انسانها داشته باشد، در گذشته در ادبیات کلاسیک خود مفاهیمی داشتیم که مشهورش این شعر مولانا است که از “محبت خارها گل می‌شود”. اما این را ما در قالب رمان، با توجه به زندگی امروز افغانستان نداشتیم و به‌نظرم ازین جهت بسیار غنیمت است.

آقای تابش رمانِ عشق و انتحار را با جدید‌ترین نظریه‌های صلح همسو دانیست و تأکید کرد که جدید‌ترین نظریه‌های صلح از قبیل صلح مثبت و منفی گالتونگ، یا خشونت‌ساختاری؛ یا صلح پایدار، از جدید‌ترین نظرات صلح است که خوشبختانه نویسنده، بسیار به‌خوبی و غیر مستقیم؛ این مفاهیم را توانسته وارد رمانش کند که ازین نظر بسیار ارزشمند است. اما آن روی سکه‌ی صلح؛ خشونت است. انواع خشونت درین متن مورد توجه قرار گرفته و خیلی هم تکرار و تشریح شده است.

دکتر ارشاد ، استاد دانشگاه  در سخنرانی شان ضمن تبریکی گفت: « این کتاب، داستان نقیب و پلوشه، داستان زنده روزگار ما در حوزه فرهنگی و واقعیت های جامعه ما در سطوح مختلف است براساس نظریه فروید،انسان ها  طبیعتاَ دو غریزه دارد که یکی غریزه آبادانی یا عشق است و دیگر غریزه ویرانی که همین انتحار است. این رمان بازتاب دهنده غریزه عشق وانتحار است. پیشرفت و توسعه کشور و حاکمیت صلح در صورت امکان پذیر است که این دو غریزه یکجا شوند. در افغانستان این دو غریزه مرده اند».

 دکتر ارشاد افزود: این رمان یک چشم انداز روشن ، راه ها ، منظرها و رهگذر های بسیار درخشان را فرا روی جامعه ما ایجاد می کند. جرئت را برای رفتن به طرف خلاص شدن  و رهای از قفس آهنین بنام فرهنگ ، در حوزه دینی و مذهبی ، در حوزه مناسبات فامیلی ، حوزه کلان منطقه ی و در حوزه بافت ها و کش مندی های موجود در جامعه ما که هست باز می کند و چشم انداز روشن برای ما خلق می کند.

این رمان حکایت عاشقانه دارد و سرنوشت یک انتحارگر را به روایت و بررسی گرفته است. انتحار کننده‌ای که عاشق می‌شود و سرانجام عشق او؛ به رفتار خشونت‌پرهیزی بدل می‌گردد. این رمان بر علاوه‌ای که مشکلات جنگ و خشونت‌ورزی را در جامعه بازتاب می‌دهد، به گوشه‌های دیگری از زندگی اقشار مختلف جامعه نیز می‌پردازد. مشکلات خشونت علیه زنان، مشکلات تعلیم و تربیه کودکان، مشکلات رسم و رواج‌های مزخرف و مشکلات فرهنگی را به برسی می‌گیرد و آخرین اطلاعات و دانش علمی بشر را از طریق قهرمان‌های داستان؛ بازگو می‌کند. همچنان ناهنجاری‎های طیف‌ها و لایه‌های مختلف اجتماعی را می‌شکناند و رفتار خردمندانه در قبال قضایا از زبان راویان عرضه می‌دارد.

رمان از مشخصات انتحارگری که برایش وعده‌ی بهشت داده شده، شروع می شود و با توضیح عواملی که او را قانع به انتحار کردن کرده است، ادامه می‌یابد. رمان با تشریح چگونه‌گی مواجهه‌ی انتحارگر با دل‌باخته‌گی و انصرافش از انتحار پایان می‌یابد. وسواس‌های عاشقانه، او را از نابودی به سوی زنده‌گی می‌آورد. نویسنده در رمان نشان می‌دهد که انتحارگر پس از عاشق شدن از انتحار کردن خود و کشتن دیگران منصرف می‌شود. رمان سیر تغییر ذهنی و عاطفی انتحار‌گر را تصویر کرده است. در رمان عشق و انتحار نویسنده تلاش کرده ابعاد مختلف شخصیت ما انسان‌ها را نمایش دهد. رمان نشان می‌دهد که چگونه پرخاش‌گری ما ریشه در برآورده نشدن آرزوهای‌مان دارد و این برآورده نشدن آرزوها است که ما را وادار می‌کند، دست به هرعمل غیر منطقی و بی‌رحمانه بزنیم و در قالب تروریستی درآییم که جان هیچ کسی برایش اهمیت ندارد. نویسنده در کتابش از یک طرف فقر فرهنگی و نبود توسعه‌ی فرهنگی‌ را عامل این همه بدبختی فرض کرده و از سوی دیگر نوید زنده بودن بذر انسانیت را درمیان انسان‌های این جامعه‌ی تیره‌روز، به ما می‌دهد. در این داستان نویسنده راه رسیدن به صلح را در عدم انتقام جویی و اهدای شفقت و مهربانی به دیگران به تصویر می‌کشد. نادرشاه نظری از آن نویسنده‌های است که ادبیات را در خدمت مبارزه با افکار افراطی قرار داده است.

صحبت که با نادرشاه نظری نویسنده این رمان در اتریش داشتم ، او پیام این رمان را دوری از جنگ و خشونت عنوان کرد.

اقای نظری گفت:” خشونت و جنگ های که در سالهای متمادی دامنگیر مردم افغانستان شده است و در سال های اخیر ریشه های افراط گری که یکی از حامیان انتحاری است ، من را وا داشته است که به نوبه خود در نفی خشونت ها و افراط گری دادخواهی وآگاهی دهی داشته باشم”.

آقای نظری در اتریش زندگی می کند و تاکنون دواثر او ” خاطرات مهاجرت به غرب و رمان عشق و انتحار” به چاپ رسیده اند.