Thursday, 1 December 2022
writer
May 15, 2019

ادبیات صلح

می شود یک کس بیاید با قلم، نی با تفنگ

روشنایی تحفه آرد بر جهانِ تار و تنگ

می شود یک کس بیاید با پیام دوستی

عشق را وسعت ببخشد جای نفرت، جای جنگ

یک کسی از پشت کوه عشق سر بر آورد

آن که کشتن را نداند آبروی نام و ننگ

یک کسی می خواهم؛ اما از تبار مولوی

آن که چون آیینه صاف است و حریفِ هرچه رنگ

یا که مثل حافظ و سعدی ببخشد جام عشق

قطره ای نوشیم و نه گوییم با افیون و بنگ

روزهای سخت بی مهری ست، عیاری کجاست؟

دامن عیار می خواهم که اندازیم چنگ

کاش اینجا تشبیه شاعر قناری بود و بس

خسته ام از تشبیه تکراریی شیر و پلنگ

مطهرشاه اخگر